نقد و بررسی The Dark Pictures Anthology: The Devil In Me – هلمز شیرین هلمز


زمانی که The Dark Pictures Anthology فاش شد، وعده آن بلافاصله آشکار شد: تیمی را که بازی عالی Until Dawn را در اختیار ما قرار داده بود، ببرید و از آن‌ها بخواهید حدود یک بار در سال به زیرژانرهای جدید ترسناک بپردازند. نتایج در چهار بازی منتشر شده متفاوت بوده است، اما در یک مسیر صعودی ثابتی که با آخرین تلاش‌ها تزلزل نکرده است. The Devil in Me جدیدترین اسلشر Supermassive است و از پیشینیان خود برتری می‌یابد – با طرحی منسجم‌تر، بهترین شخصیت‌های سریال و کمی گیمیفیکیشن هوشمندانه که به تجربه سینمایی تزریق شده است.

The Devil in Me ما را به شیکاگو می برد، ابتدا در اواخر دهه 1900 تا HH هولمز را که گاهی اوقات به او “اولین قاتل زنجیره ای آمریکا” می گویند – یا برای طرفداران ترسناک، به ما یادآوری می کند – به شیکاگو می برد. “قلعه قتل” هولمز در واقع هتلی بود که او راه اندازی کرد تا به عنوان یک پیچ و خم از ابزارهای وحشتناک عمل کند که می تواند آثار Jigsaw را شبیه به تله موش کند. پس از یک فلاش بک کوتاه، بازی به امروز می رسد و یک گروه فیلمبرداری مستقل را دنبال می کند که مستندی درباره هولمز می سازد.

برای خوشحالی آنها، آنها به یک کپی در مقیاس بزرگ از هتل وحشتناک قاتل دعوت می شوند که به عنوان نوعی موزه عمل می کند و در آنجا به آنها وعده تصاویر و اطلاعات پس زمینه منحصر به فرد داده می شود. به نظر می رسد که متصدی زمین به دور از بیان خوبی است – چه کسی حدس می زد؟ – و چیزی که از آنجا آشکار می شود حدود پنج ساعت مواد با کیفیت است.

چه کسی زنده خواهد ماند و چه چیزی از آنها باقی خواهد ماند؟
چه کسی زنده خواهد ماند و چه چیزی از آنها باقی خواهد ماند؟

هر بازی در این مجموعه چهره‌ای آشنا در میان بازیگران کوچک خود قرار داده است، و برای The Devil Inside Me، این جسی باکلی است که تازه از فیلم ترسناک بدنی قطبی الکس گارلند، مردان، ساخته شده است. در حالی که ممکن است توسط کسانی که این اصطلاح را دوست دارند آن را “وحشت بالا” نامیده شود، شیطان در من – مانند همه The Dark Pictures – یک برداشت خون سنتی تر است و به این دلیل کار می کند که Supermassive آن را دریافت می کند.

The Devil in Me بسیاری از مشکلاتی را که پیشینیانش به درجات مختلفی با آن دست و پنجه نرم می کردند، حل می کند. شخصیت های آن دوست داشتنی هستند که همیشه اینطور نبوده است و مهمتر از آن در ابتدای داستان زمان برای نفس کشیدن دارند. در زمانی که زندگی آنها در خطر است، به دلایلی که فراتر از صرفاً تمایل به پشت سر گذاشتن بسیاری از رویدادهای سریع بازی بود، متوجه شدم که از آنها مراقبت می کنم. باز کردن قفل جام برای زنده نگه داشتن همه یک چیز است. این جالب تر و با ارزش تر است که پشتکار داشته باشید زیرا واقعاً برای آنها آرزوی موفقیت دارید.

شیطان درون من همچنین از شما انتظار دارد که آنچه را که در مورد هر شخصیت آموخته اید در ذهن داشته باشید تا با آنها ارتباط برقرار کنید. آسم یک شخصیت بارها و بارها و به روش‌های مختلف استفاده می‌شود و همیشه از من می‌خواهد که بیماری او را به یاد بیاورم و بفهمم که چگونه می‌تواند به‌طور منحصربه‌فردی شرایط زندگی یا مرگ او را تغییر دهد. صحنه های کشتن واقعا هوشمندانه ای در این بازی وجود دارد و Supermassive همچنان به آنها احساس درستی می دهد. یک داستان ترسناک خوب احتمالاً همه را زنده نمی‌بیند، بنابراین وقتی شخصیت‌هایی را از دست دادم خوشحال بودم که احساس می‌کردم اشتباهات من بوده است، نه نتیجه سناریوهای پیروزی مبهم.

یکی دیگر از پیشرفت‌ها در شیوه‌ای است که The Devil in Me یک گام غیرمنتظره از ویژگی‌های سینمایی معمولاً سخت‌گیرانه سریال برمی‌دارد. این هنوز هم یک بازی بسیار سینمایی است که در آن بیشتر گیم‌پلی مربوط به انتخاب‌هایی با زمان کم برای فکر کردن و گذراندن QTE‌های چشمک‌زن است و جایی که شکست اغلب به معنای مرگ است را از دست خواهید داد.

با این حال، چند پازل در این یکی وجود دارد که گیم پلی سنتی تری به آن می بخشد، و تنوع در نحوه حل مشکلات وجود دارد، مانند یافتن آیتم هایی که می توانند در هر زمان در آینده ای نامعلوم جان افراد را نجات دهند. هر شخصیت حتی یک یا چند عنصر منحصربه‌فرد دارد، مانند تکنسین صدا که می‌تواند از یک میکروفون دستی و هدفون برای شنیدن بهتر چیزها استفاده کند، یا فیلم‌بردار که می‌تواند از صحنه‌های جنایت عکاسی کند تا – در حالت ایده‌آل – پس از زنده ماندن به پلیس تبدیل شود.

صحنه‌هایی که از ویژگی‌های منحصربه‌فرد میکروفون بوم ارین استفاده می‌کنند، به‌ویژه آزاردهنده هستند.
صحنه‌هایی که از ویژگی‌های منحصربه‌فرد میکروفون بوم ارین استفاده می‌کنند، به‌ویژه آزاردهنده هستند.

این سریال با استفاده از House of Ashes سال گذشته که به یک دوربین معمولی روی شانه تبدیل شد، نیم قدم از خاستگاه سینمایی خود فاصله گرفت، بنابراین اپیزود امسال در این سریال شبح وار شبیه نیمه دیگر این مرحله است که ویدیوهای بیشتری را در بر می گیرد. کیفیت های بازی بدون از دست دادن اهداف سینمایی خود. با این حال، شروع به نشان دادن سن خود می کند. با توجه به شاهکار بصری یعنی The Quarry، بازی ترسناک 2K Supermassive که اوایل امسال منتشر شد، مطمئنا تماشای The Devil in Me کمتر خیره کننده است، بنابراین بازگشت به دنیای با جزئیات کمتر The Dark Pictures دشوار است. این بدان معنا نیست که بد به نظر می رسد، اما بازی در PS5 فقط گزینه فریم بالاتر باعث شد احساس کنم بازی نسل فعلی است. برای فصل دوم، The Dark Pictures از یک به‌روزرسانی فنی بهره می‌برد.

این نه تنها در ظاهر او، بلکه در نحوه بازی او نیز صادق است. اقدامات ساده مانند باز کردن یک کشو با استفاده از یک مینی بازی که به تازگی دیده شده است، در این دنباله اخیر تقریباً به طرز خنده‌داری کند هستند و اقدامات را به یک سری حرکات کوچکتر تقسیم می‌کنند. برای مثال، باز کردن کشو شامل گرفتن دسته کشو، سپس کشیدن آن برای یافتن قفل بودن آن است، سپس به آرامی دستگاه بازکننده را مجهز کرده، از آن استفاده کنید، سپس به دست آزاد برگردید، سپس دوباره کشو را بیرون بکشید. . این احساس را به من می دهد که شبیه یک ربات تاشو لباسشویی است که دستورالعمل های بخش بندی شده را به وضوح اجرا می کند.

گاهی اوقات تردید ضروری است، مانند زمانی که بهترین روش بقای شما در واقع انفعال است، اما این تعاملات آهسته بسیار رایج هستند. Supermassive می‌خواهد شخصیت‌هایش احساس سنگینی کنند، و من فکر می‌کنم این انتخاب درستی است، زیرا آسیب‌پذیری همراه است، اما حد وسطی وجود دارد که می‌تواند این آسیب‌پذیری ضروری را حفظ کند و در عین حال به بازی اجازه می‌دهد تا بازی را بهتر کنترل کند.

در حالی که این دنباله آن مشکلات طولانی مدت را برطرف نمی کند، اما داستان کلی بهتری را نسبت به مواردی که قبل از آن ارائه شده بود بیان می کند. من تا به حال از هر یک از این بازی ها لذت برده ام، اما شیطان درون من قطعا بهترین لور را در این سری دارد. طبق معمول، اگر قبل از اینکه آن را به مرحله کشتن بعدی هدایت نکنید، می‌توانید بسیاری از این موارد را از دست بدهید، اما بازیکنانی که متوجه می‌شوند هر یادداشت دیوانه‌وار، گزارش پلیس یا ضبط مرموز را که می‌توانند پیدا کنند، برمی‌دارند. با یک لایه اضافه به داستان بیایید که آن را فراتر از یک اسلشر ارتقا می دهد. به عنوان یک طرفدار بزرگ ترسناک، این را دوست دارم.

یک بازی بسیار تاسف بار می تواند مرگ هر شخصیت را ببیند.
یک بازی بسیار تاسف بار می تواند مرگ هر شخصیت را ببیند.

با این همه مسیرهای انشعاب، متوجه شده ام که برخی از بازی های این چنینی، حتی در این سری، ممکن است در پایان احساس از هم گسیختگی کنند، زیرا بخش های ماژولار بازی همیشه به اندازه کافی همه کاره نیستند، و پایان شما ممکن است این تصور را ایجاد کند که در نتیجه از هیچ می آید. در حالی که تمام راه را پیاده نرفتم، خوشحال بودم که در زمان بازی من اصلا اینطور نبود. تمام قوس‌ها یا انگیزه‌های شخصیتی بود که اغلب باعث می‌شد سرم را بخارانم.

The Devil in Me بهترین بازی این سری است. Supermassive این بار فیلمنامه فوق العاده ای ارائه کرد، و اگرچه ساده تر از سایر مواردی است که متکی به پیچ و تاب در اواسط بازی هستند، اما بدون شگفتی نیست. من کاملاً معتقدم که فصل دوم The Dark Pictures هم نیاز به بازنگری فنی دارد و هم مستحق آن است و معتقدم اگر بتواند با داستان سرگرم‌کننده دیگری مانند این هماهنگ شود، The Dark Pictures بالاخره به پتانسیل کامل خود رسیده است. در حال حاضر، او همچنان به سمت آن قله صعود می کند، اما در مسیر درستی حرکت می کند.