بیوگرافی جیم سیمونز. سرمایه داری که معمای بازار را با ریاضیات حل کرد

وقتی صحبت از سرمایه گذاری می شود، هیچ کس برابر نیست جیم سیمونز (جیم سیمونز) نمی رسد. نه وارن بافت، نه استیو کوهن و نه حتی جورج سوروس که احتمالاً نام های آشناتری برای شما هستند. Renaissance Technology زیمنس صاحب یک صندوق پرچین محبوب به نام مدالیون است که میانگین بازدهی سالانه آن به مدت 30 سال 66 درصد است. به عبارت ساده تر، اگر در سال 1988 100 دلار در صندوق مدالیون سرمایه گذاری کرده بودید، 30 سال بعد این رقم به 398.7 میلیون دلار می رسید!

چیزی که حتی عجیب تر است این است که سیمونز افرادی را استخدام کرد که چیزی در مورد سرمایه گذاری نمی دانستند. در عوض، کارمندان مدالیون ریاضیدانان و دانشمندانی مانند او بودند. در حالی که سرمایه گذاران عادی به شهود اقتصادی و غریزه، مشورت با مدیران و تجزیه و تحلیل گزارش های سود برای انجام معاملات متکی بودند، سیمونز مسیر متفاوتی را برای سرمایه گذاری در پیش گرفت.

سیمونز به عنوان یک ریاضیدان کارکشته معتقد است که بازار منطقی رفتار می کند. او تصمیم گرفت با رویکرد علمی وارد عرصه سرمایه شود. او بر اساس مجموعه داده های بزرگ، مدل های کامپیوتری و الگوریتم ها تصمیم می گرفت و الهام بخش انقلابی بود که وال استریت را فرا گرفت.

جیم سیمونز هرگز ساکت نبوده است. نه ریاضیدان بودن برای او کافی بود و نه استادی در دانشگاه MIT و دانشگاه هاروارد و نه اینکه بتواند رمزهای آژانس امنیت ملی آمریکا را در دوران جنگ سرد رمزگشایی کند. به گفته همسر اولش باربارا بلوستاین در این کتاب مردی که معمای بازار را حل کردجیم از سنین پایین یاد گرفت که پول مساوی قدرت است.

بخوانید  مایکروسافت: انحصار دادن به پرونده حقوق تجارت معنایی ندارد

جیم سیمونز، پیشگام سرمایه گذاری در مدل های کامپیوتری و معروف به “پادشاه کوانت ها” در سن 86 سالگی در 10 می 2024 (21 می 1403) در منهتن نیویورک درگذشت. این داستان ریاضی دانی است که با کمک جادو و الگوریتم های ریاضی، بزرگترین ماشین پولساز جهان را در شرکت مرموز خود تولید کرد و به بزرگترین سرمایه گذار تاریخ تبدیل شد.

جیمز هریس سیمونز (جیمز هریس سیمونز)، تک فرزند متیو سیمونز و مارسیا کانتوراو در 25 آوریل 1938 در بروکلین، حومه بوستون به دنیا آمد. مادرش به عنوان داوطلب در مدرسه جیمی کار می کرد و رویاهای خود را در پسرش به حقیقت می پیوندد. پدر جیمی نماینده فروش کمپانی فاکس قرن بیستم بود، اما بعداً در کارخانه کفش پدرشوهرش مشغول به کار شد. متیو بعداً به پسرش گفت که ای کاش به خاطر آنچه از او انتظار می‌رفت، از حرفه امیدوارکننده‌اش در صنعت فیلم دست نمی‌کشید. درسی که جیمی از پدرش آموخت این بود: “آنچه را که دوست داری انجام بده، نه کاری را که احساس می کنی باید انجام دهی.”

کاری که جیمی بیش از هر چیز دیگری دوست داشت انجام دهد، فکر کردن به ریاضیات بود. ذهن او همیشه درگیر اعداد و اشکال بود. در سن سه سالگی، او می‌توانست اعداد را ضرب و تقسیم بر دو کند و تمام قدرت‌های دو را تا 1024 می‌دانست. در چهار سالگی، زمانی که پدرش برای گاز توقف کرد، جیمی به یکی از پارادوکس‌های زنو فکر می‌کرد. پارادوکس دو قسمتی

در سن هشت سالگی، وقتی یک پزشک خانواده به جیمی گفت که شغل ایده آل او پزشکی است، جیمی پاسخ داد: “من می خواهم یک ریاضیدان یا دانشمند شوم.” دکتر اصرار داشت که هیچ پولی در ریاضیات وجود ندارد، اما جیمی گفت که او به پول اهمیتی نمی دهد.

بخوانید  لغو دو سریال Rabbit Hole و Fatal Attraction

همانطور که او امیدوار بود، سیمونز در رشته ریاضیات در MIT تحصیل کرد، و به دلیل یک دوره ریاضی پیشرفته که در دبیرستان گذرانده بود، سال اول خود را رها کرد. با اعتماد به نفس زیاد تصمیم گرفت در ترم دوم به جبر انتزاعی برود. اما نمی توانست با همکلاسی هایش همگام شود. بنابراین او کتابی درباره جبر انتزاعی خرید و تمام تابستان آن را مطالعه کرد تا اینکه به قول خودش «شکوفه داد».

سال بعد، وقتی قضیه استوکس را مطرح کرد، ترکیبی شگفت انگیز از حساب دیفرانسیل و انتگرال، جبر و هندسه، در کلاس آنقدر خوب عمل کرد که دانش آموزان از او کمک خواستند. سیمونز از دیدن این که قضایا و فرمول‌های قدرتمند می‌توانند اسرار حقیقت را آشکار کنند و زمینه‌های متفاوت ریاضیات و مهندسی را به هم متصل کنند، خوشحال شد. او گفت: “مفاهیم ریاضی برای من زیبا و ظریف بود.”

منبع

تحریریه مجله بازی یک گیمر