چه فیلم هایی را در این آخر هفته تماشا کنیم: از سرباز گمنام تا ایستگاه فروت ویل


اثری از سینمای فنلاند، فیلمی ماندگار از استیون اسپیلبرگ، داستانی دردناک درباره مادری شکنجه شده و فیلم ایستگاه فروتویل به کارگردانی رایان کوگلر.

یک گیمر در شماره 265 از سری مقالات “اخر این هفته چه فیلمی ببینیم؟” سپس سه فیلم کمتر شناخته شده و یک فیلم معروف را به نمایش گذاشت. فیلم‌هایی که هرکدام به شیوه‌ی خود به اتفاقات دردناکی می‌پردازند، مواجهه آدم‌های مختلف را با انواع دردها نشان می‌دهند.

ابتدا یک درام جنگی اروپایی را می بینیم، سپس به سراغ اثری از اسپیلبرگ می رویم که می توان بارها و بارها آن را تماشا کرد و اشک ریخت. سپس برای دیدن یک فیلم رومانیایی به اروپا برمی گردیم. در نهایت به فیلم ایستگاه میوه می رسیم که کارگردانش با روایتی سینمایی از یک داستان واقعی می خواهد تاثیر جدی خود را به نمایش بگذارد.

ماهی کوچولو را در فیلم سرباز گمنام از سینمای فنلاند تماشا کنید

سرباز گمنام (1955)

برخی از آثار سینمایی تاریخی به اندازه ای جایگاه ویژه خود را در ذهن و قلب یک ملت پیدا می کنند که دیگر تنها انعکاسی از بخشی از تاریخ نیستند، بلکه خود بخشی از تاریخ کشور محسوب می شوند. اولین فیلم Tuntematon Sotilas که به انگلیسی با نام The Unknown Soldier شناخته می شود، در دسامبر 1955 در فنلاند اکران شد. بیش از یک دهه پس از پایان جنگ دوم اتحاد جماهیر شوروی با فنلاند.

ادوین لینفیلمساز فنلاندی این اثر را از کتاب سرباز گمنام اقتباس کرده است واینو لینا ساخته شده تا جنگ را از دید مردم عادی به تصویر بکشد. از نگاه سربازانی که هر لحظه گرفتار این حادثه خشن و ترسناک می شوند.

اگرچه اقتباس های دیگری از کتاب سرباز گمنام وجود دارد، اما این فیلم که در سال 1955 منتشر شد هرگز جایگاه خود را از دست نداده است. اثری که طبق گزارش ها در آن زمان بیش از نیمی از مردم فنلاند آن را تماشا کردند. در این میان، یکی از مواردی که به اثر یاد شده ارزش تاریخی خاصی می بخشد، این است که ظاهراً برخی از افراد آن در واقع سربازانی هستند که در ادامه جنگ نقش داشته اند. نبردی که فنلاند در آن پیروز نشد، اما ساکنان این کشور نمی خواهند شجاعت سربازان خود را در این نبرد فراموش کنند. اگرچه بیش از 100 سال از استقلال فنلاند می گذرد، اما فیلم های مختلف سرباز گمنام هنوز در این کشور اسکاندیناوی مخاطبان زیادی دارد.

یکی از عناصر داستانی قدرتمند سرباز گمنام تمرکز آن بر ادراک و درک انسان است. گروه سربازان فنلاندی که داستانشان را در فیلم سرباز گمنام دنبال می کنیم از افرادی تشکیل شده اند که خیلی شبیه هم نیستند.

فیلمساز با تاکید بر تفاوت های رفتاری آنها به ما این امکان را می دهد که با واقع بینی بیشتری جنگ را ببینیم و به ارزش آدم هایی که دور هم جمع می شوند پی ببریم. در میان استفاده فیلم از ویژگی‌های بارز و واضح شخصیت، هر یک از شخصیت‌های اصلی داستان فقط یک شخص نیستند، بلکه نماد گروهی از مردم هستند که در چنین جنگ‌هایی متحمل سختی‌های جسمی و روحی شده‌اند.

لیام نیسون با درد و ناراحتی به جوشی در فیلم فهرست شیندلر (فهرست شیندلر) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ خیره شده است.

فهرست شیندلر (1993)

هنگامی که کتاب فهرست شیندلر در سال 1982 منتشر شد و اندکی پس از آن که به دست استیون اسپیلبرگ بزرگ رسید، دنیای هنر هفتم نمی دانست که حدود یک دهه بعد او شاهد اکران یکی از مهم ترین درام های تاریخی خواهد بود. در مورد وحشت بزرگ جنگ جهانی دوم.

اسپیلبرگ به عنوان یکی از بزرگترین فیلمسازان آمریکا، آثار درخشان بسیاری در کارنامه کاری خود دارد که اهداف مختلفی را دنبال کرده و به آن اهداف دست یافته است. با این حال، به گفته بسیاری از بینندگان، ما به ندرت اثری را می یابیم که به اندازه فهرست شیندلر توانایی درگیر کردن احساسات انسانی را داشته باشد. در داستان فیلم فهرست شیندلر که برخی از اثرات تاریک‌تر جنگ جهانی دوم را به مخاطب نشان می‌دهد، بارها و بارها شاهد کشته شدن یهودیان توسط نازی‌ها هستیم. آنقدر پررنگ و تاریک که امکان ندارد چنین داستانی پایانی آرام و بی دردسر داشته باشد.

فهرست شیندلر برای نشان دادن رستگاری یک قهرمان نیست، بلکه نشان می دهد که چگونه تلاش برای کاهش درد، حتی زمانی که درد کاملاً از بین نرفته است، هدر نمی رود. دنیای واقعی که در فیلم فهرست شیندلر به تصویر کشیده شده است، دنیایی است که فردی صبح از خواب بیدار می شود و پس از اندکی دعوا، وحشیانه به چند نفر برای تفریح ​​از بالکن شلیک می کند. اما این اثر ماندگار سینما فریاد می زند که در این دنیا یک نفر هم هست که برای «بیشتر کمک نکردن به دیگران» با تمام وجود گریه کند.

یک زن و پسر شلوغ در مقابل درختان زیبا و طبیعت سبز در فیلم کاتالین وارگا محصول 2009

کاتالین وارگا (2009)

داستانی از عدالت و تلاش برای برقراری آن. کاتالین وارگا یکی از فیلم های انتقامی خاص است که برخلاف آثار معمول، داستان را از منظر انسانی و شخصی روایت می کند. در اینجا با انتقام هیجان انگیز یا تلاش قهرمانانه یک نفر برای شکست دادن گروهی از جنایتکاران روبرو نیستیم. ما همه جا یک مادر را می بینیم. مادری که از گذشته تلخش فرار کرد و حالا این تلخی او را پس می گیرد. به نظر می رسد مادر برای خفه نشدن چاره ای جز بازگشت به گذشته ندارد. او واقعاً باید آن لکه لعنتی را که سال ها زیر پارچه پنهان کرده بود، پاک کند.

مادر و پسر سوار بر یک ارابه کوچک سفری طولانی را طی می کنند. برای دور شدن از خانه و محل حادثه. حادثه مورد بحث سال ها پیش اتفاق افتاد اما حالا بدتر از همیشه زندگی آنها را زیر و رو کرده است.

این فیلم که در رومانی فیلمبرداری شده است، یکی از آثار برجسته جشنواره بین المللی فیلم برلین در سال 2009 بود.

میشل بی جردن، بازیگر سیاهپوست معروف از ایستگاه فروت ویل

Fruitvale Station (2013)

Fruitvale Station به نویسندگی و کارگردانی رایان کوگلر اولین کارگردانی فیلمسازی است که با Creed و دو فیلم Black Panther به شهرت رسید. این اثر، بر اساس یک داستان واقعی، در جشنواره ساندنس بسیار مورد استقبال قرار گرفت. هم از طرف منتقدان و هم از طرف مخاطبان.

مایکل بی جردن او در این اثر نقش اسکار گرانت را بازی می کند. فردی که در شهر اوکلند به قتل رسید. فیلم Fruitvale Station با پرداختن به جزییات احساسی زندگی او و نشان دادن افراد مختلفی که با او در ارتباط بودند، به اثری تبدیل می‌شود که بیش از تکرار وقایع انجام می‌دهد و عمق چنین اتفاق تکان‌دهنده‌ای را به تصویر می‌کشد.

به گفته بسیاری از بینندگان، قدرتمندترین نقطه مثبت ایستگاه فروتویل، بازی عالی جردن است. حتی مخاطبی که داستان واقعی را می داند و طبیعتاً از پایان فیلم ایستگاه فروت ویل آگاه است، احتمالاً به دلیل اجرای دقیق مایکل بی. جردن تلخی و تاریکی اتفاقی که برای گرانت افتاد را به شکلی غیرمنتظره درک می کند.