نقد و بررسی One Piece Odyssey – Filler Arc


برای چندین دهه، ماجراهای میمون دی. لوفی و ​​دزدان دریایی کلاه حصیری خوانندگان و بینندگان را در سراسر جهان خوشحال و مسحور کرده است. تبدیل چنین سری اکشن-ماجراجویی دوست داشتنی و طولانی مدت به شکل بازی کاملاً چالش برانگیز است، زیرا بسیاری از توسعه دهندگان در طول سال ها تلاش کرده اند تا جادویی را که باعث موفقیت انیمه و مانگای One Piece شده است، بازی کنند. اغلب به نتایج مختلط می رسد. One Piece Odyssey آخرین تلاش از این دست است و رویکرد تبدیل نبردهای دراماتیک One Piece را به یک RPG نوبتی دارد. اگرچه One Piece Odyssey کار خوبی برای دستیابی به ظاهر و احساس سری انجام می دهد، متاسفانه One Piece Odyssey چیزی بیش از یک ماجراجویی RPG بسیار ابتدایی ارائه می دهد.

بازی با باند کلاه حصیری آغاز می شود که در جزیره مرموز Waford سرگردان شده اند. کشتی آنها به نام Thousand Sunny در نزدیکی خرابه ها قرار دارد و بدون هیچ راه مشخصی برای تعمیر آن، باند برای کشف این دنیای جدید وحشی حرکت می کند. دختر جوان عجیبی به نام لیم ظاهر می شود و با ترس از دزدان دریایی، تمام قدرت و قدرت های ویژه خدمه را از بین می برد. با کمک ادیو، یک ماجراجوی نسبتا مشکوک که جزیره را خانه می خواند، کلاه های حصیری تصمیم می گیرند تا قدرت خود را پس بگیرند، اسرار جزیره وافورد را بیاموزند و برای سفر یک روز دیگر فرار کنند. در طول مسیر، آنها همچنین می توانند ماجراهای بزرگ گذشته را دوباره زنده کنند.

در حال پخش: نقد و بررسی ویدیوی One Piece Odyssey

داستان تمرکز خود را از ترک جزیره وافورد تغییر می‌دهد تا با کمک ساکنان جزیره لیم و آدیو خیلی سریع قدرت کامل را به دست بیاورد، و این برای مدتی طولانی در قلب داستان باقی می‌ماند. جمع آوری قدرت ها به معنای یافتن مکعب های خاص پراکنده در سراسر جزیره است که توسط کلوسی های قدرتمند نگهداری می شوند. بازیابی کامل قدرت‌های موجود در مکعب‌ها فرآیند نسبتاً پیچیده‌ای است: لیم باید خدمه را به دنیای رویایی به نام Memoria بفرستد، جایی که آنها برخی از مهم‌ترین وقایع زندگی خود را دوباره زنده می‌کنند – به عبارت دیگر، آن‌ها به بازآفرینی‌های داستان گذشته می‌پردازند. آرک‌هایی از انیمه و مانگای One Piece، اگرچه وقایع درون آن‌ها به گونه‌ای متفاوت اجرا می‌شوند. (دلیل این است که «خاطرات غیرقابل اعتماد هستند.») تنها با احیای کامل این وقایع در مموریا – و در برخی موارد، جسارت حتی بیشتر به دنیای زیرین – خدمه می توانند چیزهایی را که از دست داده اند بازگردانند.

داستان One Piece Odyssey متاسفانه نسبتاً ناامید کننده است. One Piece در طول عمر خود داستان های شگفت انگیز و به یاد ماندنی زیادی را به طرفداران ارائه کرده و دنیایی جذاب و پر از افسانه و دسیسه خلق کرده است. ایده بازی کردن از طریق یک داستان اصلی پر از اکشن ماجراجویی که در دنیای One Piece به عنوان یک RPG اتفاق می‌افتد بسیار هیجان‌انگیز است، اما Odyssey عمدتاً از این پتانسیل اجتناب می‌کند و به نفع بازبینی قوس‌های داستانی گذشته در Memoria است تا کلاه‌های حصیری بتوانند قدرت های خود را بازیابند این سفرها به گذشته بخش اعظم 30 تا 40 ساعت گیم پلی بازی را تشکیل می دهند. در حالی که تیم امروزی در هنگام بازدید مجدد از مکان ها و افراد گذشته، تعاملات متفکرانه ای وجود دارد، بازی را در داستان های دنیای رویایی قرار می دهد که قبلاً حل شده اند. ، حتی اگر متفاوت بازی کنند، درام و تأثیر آنها را از بین می برد. – نتیجه گیری از قبل مشخص است، مخاطرات قانع کننده به نظر نمی رسند و شخصیت ها به سادگی آنچه را که لازم است برای رسیدن به پایان اجتناب ناپذیری که قبلاً دیده ایم انجام می دهند. این نیز کمکی نمی کند که جستجوی زیاد و پر کردن سبک شکار NPC وجود دارد.

در همان لحظه، One Piece Odyssey کار خارق‌العاده‌ای برای به تصویر کشیدن ظاهر مانگا انجام می‌دهد. مدل‌های کاراکتر پر جنب و جوش به نظر می‌رسند، و انیمیشن‌ها و عبارات آن‌ها نمونه‌ای از سینتیک‌های مسخره‌ای است که سبک اکشن و هنر شخصیت One Piece را تعریف می‌کند. انیمیشن‌های رزمی به‌ویژه به خوبی ساخته شده‌اند، با اسمک‌دان‌های لاستیکی Luffy، تکنیک‌های تک تیرانداز کمدی Usopp، و ارسال‌های رزمی چند اندام عجیب و غریب رابین، پویا به نظر می‌رسند، به گونه‌ای که از نظر منبع معتبر به نظر می‌رسد. تعاملات بین شخصیت ها نیز مطابق با انتظارات طرفداران سریال است. کلاه‌های حصیری هنگام کاوش در محیط‌های مختلف، شوخی و جدل می‌کنند، جذابیت سالمی را به مراحل کار اضافه می‌کنند و اجازه می‌دهند شخصیت‌هایی که خیلی‌ها واقعاً دوستشان دارند بدرخشند. گفت و گوهای صوتی فقط به زبان ژاپنی محدود می شود و هیچ گزینه ای برای بومی سازی انگلیسی وجود ندارد، چیزی که اگر از طرفداران دوبله هستید باید به خاطر بسپارید.

در حین کاوش، شخصیت‌ها می‌توانند از توانایی‌های منحصربه‌فرد خود استفاده کنند (به شرطی که آن‌ها را بردارید) برای عبور از موانع، عبور از شکاف‌ها و یافتن آیتم‌های مخفی مانند مواد آشپزی. هر شخصیت دارای یک یا چند توانایی منحصر به فرد در زمین است: Luffy می تواند کشش و چسبیدن داشته باشد، Zoro می تواند از موانع خاصی عبور کند، Usopp می تواند به اهداف خاصی شلیک کند، Chopper به اندازه کافی کوچک است که از تونل های کوچک عبور کند و غیره. در حالی که این تنوع و کشف خوبی را به پیمایش زمین می‌افزاید، نیاز مکرر به توقف کاوش برای ورود به یک منوی فرعی و انتخاب یک رهبر جدید برای استفاده از مهارت‌های خود کمی آزاردهنده است. با این حال، ارائه بصری محکم و پچ پچ مداوم خدمه همراه با تمام توانایی های اکتشافی، سفرهای میدانی را به اندازه کافی لذت بخش می کند که بر ناراحتی های تجارت بیشتر باشد.

با این حال، وقتی صحبت از مبارزه می شود، همه چیز شروع به لغزش می کند. نبردها در قالب سنتی مبتنی بر نوبت ارائه می‌شوند، اگرچه برخلاف بسیاری از بازی‌های نوبتی، شخصیت‌ها می‌توانند به هر ترتیبی عمل کنند و آزادانه بدون جریمه در طول مرحله شما تعویض شوند و از همان ابتدا یک مزیت جنگی بسیار قوی به شما می‌دهند. هنگام انتخاب دشمنان برای هدف قرار دادن، یک سیستم سنگ-کاغذ قیچی به سبک Fire Emblem در بازی وجود دارد که در آن شخصیت ها به یکی از سه نوع جنگی وابسته هستند که مزایا و معایبی را برای آسیب در مقابل انواع دیگر ایجاد می کند: سرعت ضربان قدرت، ضربات سرعت. تکنیک، تکنیک قدرت را شکست می دهد. همچنین یک پیچ اضافی وجود دارد که در آن، در شروع نبرد، شخصیت‌ها به‌طور تصادفی به «منطقه‌های» مختلف اختصاص داده می‌شوند و دشمنانی را که می‌توانند حمله کنند محدود می‌کنند: شما نمی‌توانید دشمنان خارج از منطقه خود را با حملات معمولی هدف قرار دهید (مگر اینکه همه دشمنان منطقه شما اینگونه باشند. KO’d)، اما بسته به شخصیت و توانایی ها، ممکن است بتوانید با یک حرکت خاص بر روی دشمنان منطقه دیگری تأثیر بگذارید. به نظر می رسد پیچ ​​و تاب خوبی بر روی کاغذ است، اما در عمل محدودیت های هدف گیری فقط آزاردهنده است، و شما را مجبور می کند یا برای حمله به دشمنان خارج از منطقه خود، TP خرج کنید یا همه را با هم مخلوط کنید. طرح نبردها همچنین تشخیص تعداد دشمنان و در چه منطقه ای را در یک نگاه دشوار می کند و منجر به هدف گیری نادرست و در نتیجه آزاردهنده می شود.

این یک موتور جنگی وحشتناک نیست، اما به راحتی قابل بهره برداری است تا جایی که دعوت کننده و در بدترین حالت، یک وقفه آزاردهنده می شود. آزادی به نوبت دادن به هر ترتیب و تعویض شخصیت‌ها بر اساس هوی و هوس باعث می‌شود که حزب نبرد شما پر از شخصیت‌هایی باشد که نسبت به حریف برتری دارند، خدمه را دقیقاً در جایی قرار دهند که برای از بین بردن دشمنان و شفای سریع متحدان لازم هستند. همچنین می‌توانید Bond Arts قدرتمندی را راه‌اندازی کنید که به اعضای تیم خاصی نیاز دارد که بدون دردسر زیاد در میدان حضور داشته باشند و بسیاری از سناریوهای جنگی را بی‌اهمیت جلوه دهند. برخی از ماموریت‌های جانبی، مانند ماموریت‌های پیوند حافظه که قفل Bond Arts را باز می‌کنند، اعضای خدمه را که می‌توانید استفاده کنید محدود می‌کند، که همه چیز را بسیار جالب‌تر می‌کند – اما این ماموریت‌ها به طرز وحشتناکی کوتاه هستند.

شرحی ارائه نشده است

گالری

علاوه بر این، One Piece Odyssey مقادیر زیادی EXP را برای انجام چالش‌های تصادفی بسیار ساده مانند «شکست دادن آن دشمن در یک نوبت» ارائه می‌کند، بنابراین اگر در نبرد با فرکانس متوسط ​​شرکت کنید، به سرعت سطح خود را بالا می‌برید. افزایش سطح فقط باعث افزایش آمار می شود، زیرا شما فقط پس از رسیدن به نقاط تعیین شده در داستان مهارت های رزمی را به دست می آورید – اما آن آمارهایی که به سرعت جمع می شوند می توانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند، حتی اگر رشد کلی شخصیت نسبتاً محدود باشد. نقطه‌ای که حتی سیستم نوع کاراکتر نیز بی‌ربط می‌شود: در بازی من، شارژ کردن زورو با یکسری پیوست‌های حمله و رها کردن او در نبرد خودکار اغلب برای از بین بردن بیشتر دشمنان کافی بود. حتی برخی از برخوردهای “سخت” واقعاً اینطور نبودند دشوار از نظر تاکتیکی: دشمنان یا فرار بهتری داشتند یا حمله بسیار قدرتمندی داشتند که من نمی‌توانستم آن را پیش‌بینی کنم، و/یا اسفنج‌های HP بودند که کشتن آنها خیلی طول کشید.

اساسا، One Piece Odyssey یک RPG بد نیست، فقط یک RPG بسیار عمومی است که تلاش می‌کند تا چیزی بیشتر از علامت زدن تمام جعبه‌ها برای آنچه بازیکنان از این ژانر انتظار دارند انجام دهد: ماموریت‌های جانبی، کاردستی، آشپزی، خدمات هواداران و غیره. به. واقعیت پیوستن مجوز One Piece به آن منجر به انتظاراتی می‌شود که فقط تا حدی برآورده می‌شوند: در حالی که کلاه‌های حصیری هنوز به همان اندازه خوشایند زندگی می‌کنند، داستانی که در آن گیر افتاده‌اند اینطور نیست. در نهایت، بزرگترین گناه One Piece Odyssey پتانسیل هدر رفته است، چیزی که با بسیاری از بازی های ویدیویی اقتباسی دیگر در این فرنچایز مشترک است.