نقد و بررسی فیلم خاطرات کریسمس (2022) | عشق در کریسمس


خاطرات نوئل با جاستین هارتلی یک رمان عاشقانه کریسمس است. در نقد و بررسی این فیلم با یک گیمر همراه باشید

این فیلم بر اساس رمان «خاطرات نوئل» نوشته ریچارد پل ایوانز، بر اساس زندگی واقعی نویسنده کتاب است که دوران سختی از نوجوانی را پشت سر گذاشته و تجربیات زندگی او موتور محرکه خلق یک داستان شخصی شده است. . اگرچه داستان رمان پل ایوانز جذاب و بدیع است، اما برای اقتباس سینمایی، فیلمساز کمی از طرح اصلی داستان فاصله می گیرد و برخی عناصر را تغییر می دهد، اما قلب کتاب همچنان در فیلم و روح وجود دارد. از داستانی که در دنیای واقعی اتفاق افتاده است. این قابل فهمه.

The Noel Diary یک فیلم رمانتیک کریسمس است که ما را به دنیایی دراماتیک و رنگارنگ می برد. جایی که پس از طوفان های سهمگین، زندگی آرامش خود را به مردم نشان می دهد و همه چیز سر جای خود قرار می گیرد. صرف نظر از ایرادات فیلمنامه ای، این کمدی رمانتیک، شادی کریسمس است، فیلمی با پایانی خوش که می تواند آن مخاطبان خسته روز را آرام کند و لحظات شیرینی را برای آن ها رقم بزند. خاطرات کریسمس را فقط باید به عنوان یک فیلم سرگرم کننده دید، نه به عنوان یک فیلم عمیق که به رویدادها از منظری گسترده نگاه می کند.

در ادامه قسمت هایی از داستان این فیلم فاش می شود.

جلد فیلم خاطرات کریسمس

وقتی وکیل مادرش با او تماس می گیرد، جیکوب به خانه دوران کودکی خود باز می گردد. مادر یعقوب فوت کرد و حالا او وارث خانه ای پر از خاطره است. جیکوب یک دفتر خاطرات مرموز پیدا می کند که می تواند دوستش راشل را به مادر گمشده اش برساند. ایده خاطرات کریسمس ایده ای لطیف و فریبنده است. یکی از آن فیلم هایی که قرار است همه شخصیت ها در شب سال نو به آرزوهایشان برسند و همه چیز به خوبی تمام شود. این فیلم کم کم با اندیشه آشتی با گذشته و در برابر تمام آنچه در سال های دور وجود داشته رنگ می گیرد و به راه خود ادامه می دهد.

فیلم با حال و هوای خوبی همراه است و هر آنچه برای زیرژانر جاده نیاز است فراهم شده است

اول اینکه فیلم با فضای خوبی همراه است و هر آنچه که آدم برای زیرژانر جاده نیاز دارد فراهم شده است. در واقع، Le Journal de Noel به عنوان یک فیلم ژانر خوب عمل می کند و تمام ایده های اساسی این ژانر سینمایی را در بر می گیرد. سفری مثل اودیسه برای شناخت خود و رهایی از بلاتکلیفی، تغییرات روانی شخصیت ها، تغییر پس از سفر، جاده، ماشین و کولاک. همه این ویژگی‌ها به‌عنوان ایده در نمایش وجود دارد و در نگاه اول مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما اتفاقی که در ادامه می‌افتد نوع نگرش و برخورد سطحی فیلمساز با آنهاست.

دو شخصیت اصلی داستان با گذشته خود دست و پنجه نرم می کنند. جیکوب سال‌هاست که پدر و مادرش را ندیده و دوست ندارد خاطرات کودکی‌اش را زنده کند. او از گذشته خود عصبانی است، علاقه ای به دیدن پدرش ندارد و از تشییع جنازه مادرش بی خبر بود. جیکوب اگرچه نویسنده ای موفق و مشهور شده است، اما هنوز از گره های روانی و تربیتی دوران نوجوانی اش رنج می برد و فرار را به رویارویی با آن ها ترجیح می دهد. این کل ایده شخصیت جیکوب است، شخصیتی که می تواند زوایای گرداب روانشناختی بیشتری را به مخاطب خود نشان دهد، به عنوان نویسنده ای با گذشته دشوار قطعا پیرنگ چیزهای بیشتری برای ارائه دارد.

جیکوب و ریچل در ماشین در خاطرات نوئل

موقعیت راحیل با یعقوب متفاوت است. او مادر واقعی خود را نمی شناسد، درک خوبی از زندگی ندارد و تمام هدفش یافتن مادرش است. به دلیل سقوط از گذشته و ناتوانی در به دست آوردن مدرک مناسب، او وارد یک ازدواج نه چندان خوشایند می شود، ازدواجی که برای هر چیزی که ندارد جبران می کند. در واقع او احساس ناخواسته ای می کند و به همین دلیل آرزو دارد هر چه زودتر خانواده خود را تشکیل دهد. برای راشل همین کافی است که بداند مادرش او را دوست داشت و او را مجبور به رفتن نکرد. ایده شخصیتی این شخصیت نیز مانند جیکوب، ایده ای عمیق و جذاب از یک تله روانی است، مشکلی دردناک و هویتی که حل آن نیازمند کار بسیار است، اما ترجیح فیلمساز تمرکز بر مسائل روانی نیست. ایده ها.

در سطح مادرانه ماندن، به حفره بزرگی در فیلم تبدیل می شود. شکاف بزرگی که منجر به حذف لایه قابل توجهی از پیرنگ شد

مادر و مادری یکی دیگر از ایده های شکست خورده فیلم است. این ایده به موتور نمایش تبدیل می شود و موتور نمایشی فیلم را روشن می کند. موضوعی کم‌درآمد و کم‌درآمد در فیلم که مانند یک موضوع فرعی رفتار می‌کند. جیکوب در دوران نوجوانی به دلیل مشکلات روحی مادرش خانه را ترک کرد و راشل نیز به دلیل ندیدن نوئل زندگی آشفته ای دارد. در واقع، ریشه سفر اودیسه این دو نفر، زندگی های گیج کننده ای است که مادرانشان داوطلبانه یا ناخواسته برای آنها ایجاد کرده اند.

همه اینها در شرایطی اتفاق می افتد که فیلمساز هیچ ایده ای از گذشته وارد داستان نمی کند، نه یک فلاش بک دراماتیک و تاثیرگذار ما را به گذشته می برد و نه هیچ یک از شخصیت ها خاطره ای دردناک از آن ها برایمان تعریف می کنند. روزها. در واقع، مردم کیفیت رابطه بین یعقوب و مادرش را درک نمی کنند. در سطح مادرانه ماندن، به حفره بزرگی در فیلم تبدیل می شود. شکاف بزرگی که منجر به حذف لایه قابل توجهی از پیرنگ شد.

سفر جاده ای راشل و جیکوب عنصری است که باعث شد فیلم به عنوان یک زیر ژانر عمل کند و بستری برای شناخت این دو شخصیت فراهم کند و منجر به خودشناسی و پایان دادن به درگیری های روانی این دو شخصیت شود. پس از این سفر، یعقوب گذشته خود را می پذیرد، پدر و مادرش را می بخشد و عاشق می شود. بعد از اینکه راشل متوجه می‌شود که مادرش همیشه او را دوست داشته و او را فراموش نکرده است، ثابت می‌شود و او دیگر نیازی به ازدواج با کسی که بهانه می‌آورد نمی‌بیند. این سفر جاده ای یک سفر قهرمانانه به تجربیات زندگی دو شخصیت آسیب دیده است، دو شخصیتی که گذشته تلخشان لحظات ناتوان کننده ای را به وجود آورده است که ناگزیر از رها شدن از آنها بودند.

یعقوب زیر برف در Le Journal de Noel

همانطور که گفته شد، خاطرات کریسمس فقط در بخش ایده کار می کند. در لایه سطحی فیلم، ایده های جالبی وجود دارد، چیزهای مربوط به روان و کهن الگوهایی مانند مادری، اما همه اینها در سطح یک فکر اساسی است و به لایه های عمیق تر نمی رسد. حتی رابطه عاشقانه جیکوب و ریچل هم زودگذر است و معلوم نیست که چگونه فردی که در تمام زندگی خود به دلیل تجربه بدی که با مادرش داشته از زنان دوری کرده است، ناگهان عاشق مردی شد که از گذشته خود اطلاعی ندارد.

خاطرات نوئل فیلمی است که به دلیل دکورها و طراحی های جذاب می تواند تا مدتی مخاطب را با داستان کریسمس خود نگه دارد.

خاطرات نوئل فیلمی است که به دلیل دکورها و طراحی های جذاب می تواند تا مدتی مخاطب را با داستان کریسمس خود نگه دارد. نمایشی که به خوبی از برف کروماکی ها جان سالم به در برد و توانست حس رستاخیز را در بیننده ایجاد کند، اما این فیلم پایان خوش فقط برای چند لحظه خوب کار می کند و بعد از تیتراژ، همه چیز تمام می شود.