نقد فیلم قرون وسطی An Epic True Story


فیلم قرون وسطی یک حماسه قرون وسطایی بر اساس یک داستان واقعی است. در نقد و بررسی این فیلم با یک گیمر همراه باشید.

قرون وسطی یک حماسه تاریخی از قهرمان چک یان ژیژکا است. یک سرباز غیرمتعارف که به گفته مورخان هرگز در یک نبرد شکست نخورده است. این فیلم که پرهزینه ترین فیلم تاریخ جمهوری چک محسوب می شود، بخشی از زندگی قهرمانی را پوشش می دهد که مجسمه برنزی او اکنون به عنوان نماد پیروزی و آزادی در پراگ در معرض دید عموم قرار گرفته است. فیلم‌های تاریخی، به‌ویژه نمایش‌هایی که وارد زندگی قهرمان‌ها می‌شوند، برای مخاطبان بسیار الهام‌بخش خواهند بود، آثاری که غرور یک ملت را در هر پلان نشان می‌دهند. با این حال، قرون وسطی فیلمی نیست که بتوان به آن به دلیل هزینه زیادی که برای آن خرج شده، به آن تکیه کرد.

فیلم قرون وسطی نمایشی است که به سرعت توسط مردم فراموش خواهد شد. اثری که نمی تواند تصویر یک چهره ملی را آن طور که باید نشان دهد. اگر از منظر تاریخی به فیلم بپردازیم، Medieval به اتفاقات زندگی یان ژیژکا وفادار نیست و تنها از زندگی او الهام گرفته است. چشم ژیژکا در ده سالگی کور می شود و جنگ های به تصویر کشیده شده نیز از نظر جغرافیایی و زمانی مغایر با وقایع اصلی زندگی این شخصیت است. فیلم قرون وسطایی اثری است که اطلاعات صحیح این زمانه را به عنوان فضا نشان نمی دهد و نمی توان از داستان آن نیز چندان راضی بود.

یان ژیژکا در قرون وسطی صحبت می کند

داستان به پادشاهی بوهمیا در پایان قرن پانزدهم برمی گردد، زمانی که هرج و مرج حاکم شد و پادشاه خیرخواه بوهمیا سعی کرد خود را توسط کشیشان روم تاج گذاری کند. در این شرایط، یان ژیژکا و همراهانش توسط لرد بوریش استخدام می شوند تا از لیدی کاترین، نامزد لرد روزنبرگ، برای حمایت از پادشاه جدید غارت کنند. اما این حادثه باعث یک نبرد خونین می شود و افراد زیادی کشته می شوند. این فیلم ایده های بسیاری را منتقل می کند، افکار مغشوشی که در سکانس های مختلف به وجود می آیند و در سکانس های بعدی فراموش می شوند.

سازندگان فیلم می خواستند Medieval چیزی را نشان دهد که قبلاً در Braveheart، قهرمان اسکاتلندی ها دیده بودیم.

ابتدا، سازندگان فیلم می خواستند Medieval چیزی را نشان دهد که قبلاً در Braveheart، قهرمان اسکاتلندی ها دیده بودیم. اما این فیلم حتی به سبک قدیمی حرکت نمی کند و داستانی ماندگار ندارد. Braverheart در برخورد با شخصیت اصلی خود، ویلیام والاس، بی پروا است و به مخاطب اجازه می دهد تا به طور مؤثر با قهرمان داستان ارتباط برقرار کند، چیزی که Medieval فاقد آن است. یان ژیژکا در مقابل ویلیام والاس شخصیتی بدون عناصر قهرمانانه است، شخصیتی که نه روی هم قرار گرفته است و نه تصویر واضحی از خود ارائه می دهد.

در فیلم شجاع دل، از لحظه ای که ویلیام والاس خانواده اش را از دست می دهد تا زمانی که به اعدام محکوم می شود و آزادی، آزادی فریاد می زند، سفر قهرمانانه و اسطوره ای این شخصیت، فیلم را جلا می دهد و مخاطب را با داستانی خوب و ریشه دار همراه می کند. . اما در فیلم قرون وسطی، یان ژیژکا از ابتدا تا انتهای داستان همان است که همیشه بود، نه مانند والاس جنبه های روانشناختی و اسطوره ای به خود می گیرد و نه مراحل زندگی خود را مانند یک تغییر می دهد. قهرمان حتی زمانی که او تصمیم می‌گیرد لیدی کاترین را به فرانسه ببرد، تغییر مسیر و تفکر او اصلاً آشکار نیست و مردم چیزی از سفر قهرمانانه او درک نمی‌کنند. از سوی دیگر، با تعریف کهن الگوی سفر قهرمان، قهرمان نمایش باید سفر خود را پس از تراژدی عمیق و شکستی خردکننده آغاز کند. وقتی برادرزاده یان ژیژکا کشته می شود، ژیژکا برای درگیر شدن در یک نبرد اسطوره ای به یک دگرگونی اساسی نیاز دارد، اما مخاطب نه یک نبرد تکان دهنده را می بیند و نه شخصیتی که به شدت تغییر کرده است.

لیدی کاترین و ژیژکا در حال قدم زدن در فیلم قرون وسطایی

در فیلم «شجاع» پلان به پلان لحنی حماسی دارد و جهان بینی مل گیبسون در بعد اسطوره ای و ملی در فیلمش دیده می شود. اما آنچه در قرون وسطی می بینیم درام بدون حماسه است. داستانی که تنها به اندکی تاریخ محدود می شود و نمی تواند به درجه قابل قبولی از حماسه دست یابد. این فیلم ابتدا سعی داشت مانند ویلیام والاس از یان ژیژکا تصویری افسانه ای بسازد و شخصیتی ملی و آزادی خواه را به نمایش بگذارد، اما آنچه از آب در آمد فقط یک شخصیت معمولی سربازی است که برای افتخار می جنگد.

آنچه در قرون وسطی می بینیم درام بدون حماسه است

مهم ترین دلیلی که این فیلم را به یک اثر عادی تبدیل می کند، شخصیت یان ژیژکا است. این شخصیت نه به عنوان یک اسطوره ملی واقعی ظاهر می شود و نه به عنوان یک قهرمان داستانی از سر یک نویسنده! این شخصیت شناسنامه قابل قبولی ندارد، یا غرامتی فریبنده برای قرار دادن تصویری قدرتمند از خود در دل داستان. عموم مردم به سختی او را می شناسند و نمی توانند او را همراهی کنند. مهمتر از آن، یان ژیژکا در زندگی واقعی خود قهرمانی است که با اتحاد دهقانان در برابر ظلم می ایستد، اما آیا مخاطبان می توانند چنین ویژگی هایی را در این شخصیت بیابند؟ پاسخ این سوال قطعا برای مخاطب منفی خواهد بود، زیرا اگر مخاطب پیشینه تاریخ چک و یان ژیژکا را در ذهن خود زمزمه نکند، نمی توان از این شخصیت یک شخصیت ملی واقعی و عمیق خلق کرد.

در واقع این فیلم از نظر شخصیت و شخصیت پردازی در جایگاه ضعیفی قرار دارد، نه تنها یان ژیژکا، بلکه سایر شخصیت های فیلم نیز با پیرنگ و مخاطب بیگانه هستند. از قهرمان گرفته تا ضدقهرمان و شخصیت های همراه، همه آنها به نوعی در لیست حقوق و دستمزد گیر کرده اند. آنها نه به یاد ماندنی هستند و نه می توان اهداف آنها را به درستی درک و شناخت. لرد بورش، روزنبرگ، توراک و حتی لیدی کاترین که در پایان فیلم اقدامی قدرتمند و سینمایی انجام می دهد، از نشان دادن جهان بینی خود به مردم خودداری می کنند. در واقع در یک فیلم تاریخی و حماسی، شخصیت ها فقط در نقش تیپ هایی ظاهر می شوند که نمونه های آن در تاریخ سینما کم نیست.

ژیژکا به قرون وسطی نگاه می کند

زندگی قرون وسطایی بحران هویت، تاریخ، حماسه، سیاست، نمایش، عشق و مذهب تنها ایده های گذرا در فیلم هستند که هیچ کدام نمی توانند بحرانی جدی ایجاد کنند و کنش های گیرا را خلق کنند. توطئه های سیاسی به قدری پیچیده هستند که نه هدف مشخص و مستمری در آنها دیده می شود و نه گسترش قابل قبولی به دنیای فرم های فیلم در آنها. گفتگوهای کوتاه و مطمئن بین یان ژیژکا و لیدی کاترین راه به جایی نمی برد و در سطح افکار اولیه باقی می ماند و ماهیت شعاری به خود می گیرد.

قرون وسطایی در توصیف موضوع خود باقی می ماند و نمی توان فهمید که فیلم به دنبال چه چیزی است.

این فیلم ناپایدار است، در ابتدا شعار عزت، عدالت، آزادی، ایمان و امید را می دهد، اما از تعریف تاریخ خود و استفاده از این مضامین ناتوان است. قرون وسطی در توصیف هدفش باقی می ماند و نمی توان فهمید که فیلم به دنبال چه چیزی است. اکشن‌ها و پیچش‌ها نیز بدون فکر زیاد جریان دارند و فیلمنامه نمی‌تواند از نقطه الف به نقطه ب برسد. آشوب تنها عنصری است که در تمام قسمت‌های فیلم از ابتدا تا انتها وجود دارد، زیرا نه داستان منسجمی را نمی‌توان در فیلم یافت. کار، و نه شخصیت هایی که می توانند خود را در جهت طرح نشان دهند.