نقد غرب شیطان – رستگاری ارواح


غرب شیطانی یک سوال ساده می پرسد: اگر گاوچران ها با خون آشام ها می جنگیدند چه؟ این نوعی تفکر غیرمنطقی است که می شود فیلمی از دنیل کریگ و هریسون فورد که به رنگ سبز روشن شده استو توسعه دهنده Flying Wild Hog مطمئناً از مفهوم عجیب و غریب آن بهره زیادی می برد. در نسخه ای جایگزین از دهه 1890 آمریکا، غرب شیطانی غرب وحشی در وحشی ترین حالت خود است. محیطی آشنا از سالن‌های تاب‌دار، تامبل‌ویس‌های چرخان و معادن متروک طلا با فناوری الکترواستیمپانک الهام‌گرفته از نیکولا تسلا و مجموعه‌ای از خونخواران درنده در هم تنیده شده است. Evil West در گرماگرم لحظه ای که امکان پاسخ به این سوال اولیه وجود دارد می درخشد، اما نقاط قوت آن اغلب با طراحی قدیمی اطراف آنها کاهش می یابد.

داستان یک ماجرای نسبتاً مفصل است که یک سازمان شکار خون آشام را در برابر یک نیروی دشمن خون آشام که قاره ایالات متحده را تهدید می کند قرار می دهد. شما در چکمه‌های جسی رنتیر، یک قهرمان معمولی خشن با احساسات بسیار کمی فراتر از بی‌تفاوتی خفیف، بسته شده‌اید. پاسخ گاه عمل‌گرایانه او به پوچی‌هایی که در اطرافش اتفاق می‌افتد کمی دوست‌داشتنی است، اما گویای این است که قبل از نوشتن آن در اینجا باید درباره نام او تحقیق می‌کردم. داستان به طور دوره ای به موضوعات جالب توجه می شود. به عنوان مثال، یکی از خون‌آشام‌های Highborn نگران فناوری روزافزون بشریت و تهدیدی است که برای خون‌رسانی‌هایش ایجاد می‌کند – اما این رشته‌ها واقعاً به جایی نمی‌رسند. تنها چیزی که حول یک کارمند عمومی بداخلاق و زن ستیز می چرخد، اما پاداش او آنطور که شایسته است راضی کننده نیست.

در حال پخش: غرب شیطانی هر آنچه که باید بدانید

در نهایت، نادیده گرفتن این شخصیت‌های تک بعدی و دیالوگ‌های مسخره مملو از عبارات تند و زننده آسان است. داستان چیزی بیش از یک وسیله نقلیه برای مبارزات پر هرج و مرج آن است که شما را از شهر غبارآلود به باتلاق تاریک در جستجوی هیولاهای جدید برای خاموش کردن سوق می دهد. شگفت‌انگیزترین چیز در مورد غرب شیطانی این است که او بیش از آنکه یک تیرانداز باشد، یک جنگجو است. پرسپکتیو سوم شخص در پشت، یادآور بازی‌های اخیر God of War است، و به شما امکان می‌دهد از نزدیک و شخصی برخورد کنید و در عین حال دشمنان خود را به صورت خون آلود برش دهید. جسی مجهز به یک دستکش فلزی است که وزن اضافی را به هر ضربه اضافه می‌کند، در حالی که می‌توان از آپرکات شارژ شده برای پرتاب دشمنان کوچک‌تر به هوا استفاده کرد و می‌توانید آنها را با گلوله توپ دنبال کنید تا آنها را به یک تله یا شمع مناسب بفرستید. . از TNT ضربه‌های تنومند جسی به اندازه کافی سنگین به نظر می‌رسند، و صدای ناخواسته‌ای که همه عرصه‌ها را در خون و احشاء قرمز رنگ می‌پوشاند، واقعاً قدرت فانتزی را در قلب غرب شیطانی می‌فروشد.

در نهایت، دستکش با الکتریسیته تزریق می‌شود و مجموعه شما را با انواع حرکت‌های جدید ولتایی گسترش می‌دهد. شما می توانید دشمنان را به سمت خود بکشید یا خود را به سمت آنها بکشید، ولت هایی را از طریق استخوان های آنها بفرستید و به شما یک پنجره کوتاه بدهید تا با انبوهی از ضربات، پوسته های بی پناه آنها را تلف کنید. این نیز اهداف دوگانه ای دارد، زیرا می توانید به دشمنان دور دست بچسبید تا از خطر دور شوید یا قبل از رسیدن دوستان، یکی را از بسته بیرون بکشید تا به آنها آسیب وارد کنید. بیشتر چالش Evil West به دلیل تعداد زیادی از دشمنانی است که به طور همزمان به سمت شما پرتاب می کند، بنابراین داشتن چنین تحرکی کلیدی برای بقا است، در کنار حرکت معمولی جاخالی دادن و ضربه ای که می تواند برخی از حملات را متوقف کند. همچنین یک پوند زمینی الکتریکی وجود دارد که چندین دشمن را به طور همزمان تبخیر می‌کند و یک حمله موج شوک که چندین دشمن را بیهوش می‌کند، به شما یک لحظه استراحت کوتاه یا توانایی تمرکز روی یک هدف خاص در حالی که دیگران در جای خود هستند، می‌دهد.

این فقط در مورد مشت های تنومند نیست. جسی همیشه در حال بسته بندی زرادخانه ای از سلاح های گرم کشنده است که به تدریج در طول بازی گسترش می یابد.به جای تعویض مداوم بین سلاح ها در حال پرواز، به اکثر این ابزارهای کشتن خون آشام ها هر یک دکمه ای اختصاص داده شده است. با فشار دادن شلیک به تنهایی، هفت تیر جسی شلیک می شود، در حالی که هدف گیری مناظر به سمت پایین به طور خودکار به یک تفنگ برای مقابله با تهدیدات دوربرد تغییر می کند. یک دکمه دیگر یک شلیک سریع از تفنگ Arrow شلیک می کند، و چند سلاح ویژه دیگر وجود دارد که من اینجا آنها را خراب نمی کنم. مهماتی برای جمع آوری وجود ندارد. در عوض، همه چیز بر روی خنک کردن کار می کند. چیزهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد، اما نبرد به نظر بصری و روان است. می‌توانید دشمن را به هوا پرتاب کنید، از هفت تیر برای تعلیق آن‌ها با سرب استفاده کنید – قبل از اینکه به دشمن دیگری بروید و آنها را با ضربه‌های کوتاهی منفجر کنید. این نوعی از بازی است که از یک کمبو متر سود می برد، فقط برای پیگیری مهارت شما در از بین بردن هر چیزی که در مقابل شماست، اما متاسفانه اینطور نیست.

Evil West در گرماگرم لحظه ای که امکان پاسخ به این سوال اولیه وجود دارد می درخشد، اما نقاط قوت آن اغلب با طراحی قدیمی اطراف آنها کاهش می یابد.

دشمنانی که با آنها روبرو می شوید نیز در ابتدا متنوع هستند. از موجودات جهنده گرگینه مانند و انسان نماهای پیازی که قبل از منفجر شدن به سمت شما شلیک می کنند، تا دشمنان حجیمی که سپرهایی با زالو برای زائده حمل می کنند و موجوداتی که وقتی به سمت شما سنگ پرتاب نمی کنند، در زیر زمین حفر می کنند. هر کدام یک چالش منحصر به فرد را ارائه می دهند، اما در هنگام انجام حملات قوی، لحظات ضعف نیز دارند که با دایره درخشان و صدای زنگ قابل توجه مشخص می شود. شلیک به نقطه ضعف آنها با تفنگ خود آسیب زیادی وارد می کند و باعث کاهش سلامتی اغلب نجات دهنده می شود، اگرچه گستردگی دشمنان روی صفحه در هر زمان معین باعث ناامیدی هنگام تلاش برای اجرای تکنیک هایی مانند این می شود. هنگامی که ترافیک زیادی در راه وجود دارد، ایجاد یک عکس واضح می تواند دشوار باشد، و با این همه مشکلات خوانایی برای دانستن اینکه چه زمانی دشمنان از نقاط کور حمله می کنند، وجود دارد.

علیرغم این مسائل، غرب شیطانی در بهترین حالت خود در زمانی که آشفته ترین است. زمان زیادی نمی گذرد که مینی باس ها به عنوان دشمنان معمولی معرفی می شوند و به بخشی دیگر از مبلمان ماوراء طبیعی تبدیل می شوند. شما باید از هر چیزی که در اختیار دارید برای زنده ماندن استفاده کنید، زیرا از هر طرف توسط گروهی از هیولاها بمباران می‌شوید که همیشه در حال گسترش هستند، و وقتی تکه‌ای دیگر از پوست دندان‌هایتان بیرون می‌آیید، لبخند نزنید. متأسفانه، زمانی که اکشن سوم شروع می شود و چاه انواع دشمنان جدید خشک می شود، این احساس شروع به محو شدن می کند. در این مرحله، بازی متوسل به پرتاب همان ترکیب آشنای موجودات به سمت شما می شود. فقط تعداد محدودی از دفعات وجود دارد که می توانید قبل از شروع تکرار، همان گروه از حریفان محافظت شده را شکست دهید.

بخشی از مشکل نیز طراحی کلیشه ای Evil West است. مبارزات معمولاً در عرصه‌های قاب‌بندی‌شده با تله‌های سنبله و TNT انجام می‌شود. چیدمان ضعیف و قابل پیش بینی این مناطق موضوع مهمی نیست، زیرا شعبده بازی با تمام توانایی هایی که در اختیار دارید فراتر از آن است که به اندازه کافی درگیر باشید، اما در خارج از نبرد است که در آن لنگ می زند. مسیر اصلی اتصال عرصه های نبرد در بازی با یک زنجیر نقره ای براق مشخص شده است. شما می توانید از گذرگاه های جانبی به سختی پنهان عبور کنید تا پول نقدی را پیدا کنید که برای ارتقاء سلاح ها استفاده می شود، اما این سبک ترین اکتشاف است. بیشتر اوقات، شما فقط از یک جسم براق به جسم دیگر در حال حرکت هستید، جایی که جسی را در حال بالا رفتن از یک طاقچه یا فشردن از یک شکاف خواهید دید. گاهی اوقات از هنجار خارج می شود و شما را در یک گاری مین سواری خطرناک قرار می دهد یا پیشرفت شما را با یک پازل ابتدایی فشار دادن بلوک ها مختل می کند، اما به هر حال آن لحظات نادر و فوق العاده پیش پا افتاده هستند. سطحی وجود دارد که یک شهر کامل را برای کاوش در هنگام شکار و نابود کردن لانه‌های هیولاها در خود جای داده است. این فضای بخصوص بزرگی نیست، اما آزادی جدید آن، ناوبری را کمی جالب‌تر از حد معمول می‌کند.

کاستی های فنی یکی دیگر از مزاحمت هایی است که به چشم می خورد. من با چند مشکل مواجه شدم، از جمله چند لحظه که یک افکت صوتی ناگهان بر بقیه چیره شد و حتی پس از پایان مبارزه به پخش ادامه داد. همچنین چند مورد وجود داشت که من در زمین گیر کردم و موردی دیگر که مشبک هدف گیری در مرکز قرار داشت، به این معنی که باید هدف را به سمت بالا و سمت چپ هدف قرار دهم تا به آن ضربه بزنم. هیچ‌کدام از این مسائل بازی‌ساز نبود، اما می‌توانست بیش از هر چیز به شانس مربوط باشد. من موفق شدم اولین بار که این اتفاق افتاد از زمین خارج شوم و بار دوم در جریان یک باس فایت بود، بنابراین صحنه ی بریده شده من را از گیر افتادن در آنجا برای همیشه نجات داد.

شرحی ارائه نشده است

گالری

از بسیاری جهات، غرب شیطانی مانند یک یادگار از گذشته احساس می شود. این نوعی بازی است که می توانید تصور کنید که در سال 2010 یا حتی قبل از آن بازی کنید. این سادگی ممکن است زمانی که بسیاری از بازی‌های مدرن در مقایسه بیش از حد متورم هستند تا حدودی طراوت‌بخش باشد، اما به نظر می‌رسد که بازی با تساوی کم است. نبرد ناهموار است، از غم لذت می برد و به طور مداوم از عمل سنگین و رضایت بخش خود لذت می برد. او در پایان به کسالت دست می زند، هم به دلیل بیش از حد دشمن و هم به دلیل اجبار به حمل بار، اما این تنها جنبه ای است که غرب شیطان را ارزشمند می کند. بقیه بازی فرمولیک و خسته کننده است و در حین سرگردانی از یک میدان مبارزه به میدان دیگر، به طور فعال نقاط قوت آن را کاهش می دهد. من همیشه از زمانم با Evil West لذت نبرده‌ام، اما امیدوارم دنباله‌ای در دست ساخت باشد، اگر فقط ببینم آیا Flying Wild Hog می‌تواند وعده‌اش را گسترش دهد و بهبود بخشد.