سوپر ماریو کهکشان چیزی را به ما نشان داد که این سری قبل و بعد از آن نداشت



Super Mario Galaxy پانزدهمین سالگرد خود را امروز، 12 نوامبر 2022 جشن می گیرد. در زیر، نگاهی می اندازیم به این که چگونه تنظیمات منحصر به فرد آن حس خاصی از شگفتی به آن بخشیده است که آن را از سایر بازی های ماریو متمایز می کند.

ماریو گلکسی برداشتی غم انگیز از ستارگان ارائه می دهد که با سوررئالیسم صبح شنبه در سایر بازی های این سری فاصله دارد. البته، اینطور نیست که پیشینیان و برنامه‌های بعدی آن جذابیت‌های منحصربه‌فرد خود را نداشته باشند – به شگفت‌انگیز آفتابی Sunshine یا تور گردباد Odyssey فکر کنید. با این حال، کهکشان سودای وجودی و شادی آور را ارائه می دهد. این مقیاس سطح ماریو را فراتر از قلمروها و داستان، به فیزیک (متا) منفجر می کند. کهکشان بر ارتباط کیهانی زندگی و مرگ و امکان پراکنده و ناخودآگاه تولد مجدد تمرکز دارد.

در حال پخش: نقد و بررسی Super Mario 3D Star

البته سایر بازی های ماریو دارای سوسوهای تاریکی هستند، مکالمه با دشمنان خجالتی در قطار یا یوشی ها در پرتگاه رها شده اند. اما ماریو گلکسی چیز اساسی تری ارائه می دهد. غم و اندوه او یک شوخی یا شوخی آهنگین یا اثر تصادفی یک مکانیک تصادفی نیست. کهکشان به معنای واقعی کلمه در یک جهان تاریک وسیع قرار دارد، جایی که تنها نقاط نورانی خاصی قابل سکونت هستند. با گذشت زمان، این نقاط نورانی خواهند مرد و دیگران جای آنها را خواهند گرفت. به طور خلاصه، این جهانی است که بسیار شبیه جهان ما است، اگرچه از طریق یک منطق عجیب و غریب و کاریکاتوری فیلتر شده است.

برای مثال، انفجارها نیز ستاره‌هایی را در این جهان ایجاد می‌کنند، اما این با دادن آب نبات به لوماها، موجودات جادویی است که تبدیل به ستاره، سیاره و کهکشان می‌شوند. از نظر مکانیکی صرفاً وسیله ای برای تسریع پیشرفت است. ماریو در سفرهای خود “تکه های ستاره” را جمع آوری می کند. اگر به اندازه کافی داشته باشد، می تواند آنها را به لوماس بدهد تا دنیای جدیدی را باز کند. اینها شیطنت های بازی های ویدیویی کلاسیک هستند که به برخی از تعاملات یا قطعات کوچکتر بازی هدف بالاتری می دهند.

اما این فرآیند دارای پانچ موضوعی بیشتری نسبت به یک نشانگر ستاره زیر در است. وقتی یک لوما به یک کهکشان تبدیل می‌شود، دیگر یک پسر ستاره‌دار کوچک و بامزه نیست. آنها به زمین، ماسه، آب، فضا و حتی دیگر اشکال حیات تبدیل می شوند. نوعی مرگ است. وقتی بچه بودم، در دادن آب نبات به لوماس مردد بودم، زیرا این بدان معناست که آنها دیگر در اطراف نیستند. با این حال این مرگ نوع دیگری از زندگی را ایجاد می کند. تمام جهان های کهکشان، به طور ضمنی، زمانی این کودکان ستاره بودند. از جهان های کوچکی که خرگوش های جهنده را در خود جای داده تا یک باغ کندوی بزرگ، لوما ماده ای را تشکیل می دهد که آنها را ساخته است. ستاره ای می میرد، ماده منبسط می شود، کیهان بیش از پیش می چرخد.

این بازی بسیاری از این مضامین را از طریق روزالینا، مادری آسمانی که هدایت می‌کند و به ستاره‌های نوپا آموزش می‌دهد تا به کهکشان تبدیل شوند، منتقل می‌کند. او همچنین ماریو را راهنمایی می کند و زمانی که بر روی سفینه فضایی او فرود می آید او را زیر بال خود می گیرد. ماریو هر زمان که سطوح خاصی را به پایان می رساند با او صحبت می کند و او همیشه در مرکز بازی حضور دارد. با این حال، شما با خواندن یک کتاب داستان با صدای بلند بیشترین اطلاعات را در مورد روزالینا در کتابخانه او خواهید آموخت. کتاب داستان می گوید که چگونه روزالینا از لوماها مراقبت کرد. زمانی یک دختر کوچک در دنیایی دور، یک لوما که به دنبال مادرش بود او را پیدا کرد و هر دو به سمت ستاره ها رفتند.

با گذشت زمان، روزالینا مادر بسیاری از لوماهایی می شود که در سفر به آنها کمک کرده است. این نوعی خداست، اما برگزیده به جای صعود یا تولد. در اینجا، خدا بودن دقیقاً مربوط به قدرت یا خلقت نیست. این یک نقش است این واقعیت که لوما به دنبال مادرش می‌گشت نشان می‌دهد که شاید فرد دیگری نیز همین موقعیت را داشته است، اما یا مرده یا قادر به انجام این کار نیست. اما از این مرگ این احتمال می رود که شخص دیگری این تعهدات ضروری را انجام دهد. روزالینا پس از یافتن هدف خود، با لوماها سفر می کند “در حالی که آنها به دنبال مکانی برای تولد دوباره هستند”. او بین مرگ و زندگی ایستاده و بر دگرگونی هایی که ستاره ها را ممکن می کند نظارت می کند.

در حالی که در واقع سنگین و متافیزیکی است، مقیاس کیهانی ماریو کهکشان اغلب کوچک است. روزالینا خودش به خاطر دلتنگی مادرش به سفر کتاب داستان رفت. در اوج کتاب داستان، او مرگ مادرش و همچنین زندگی پیوندی که با مادرش ایجاد کرده است را تصدیق می کند. این عشق ساده ای است که به سراسر جهان می رسد و به نوبه خود زندگی فردی را تحت تأثیر قرار می دهد. اگرچه این نقش کیهانی است، اما جنبه های عملی آن صرفاً والدین است. هاب های مختلف که مجموعه ای از سطوح کهکشان عمدتاً مکان‌های عادی هستند: یک اتاق خواب، یک آبنما، یک آشپزخانه و یک باغ. ماریو یک بازدید کننده در این کشتی است که بیش از هر چیز دیگری خانه است.

کهکشان این ابتذال را با مقیاس کهکشانی خود می بافد. “عقل عادی است که ستاره ها را بپرستیم” کارل سیگان در کیهان گفت، “زیرا ما فرزندان آنها هستیم.” از آنجایی که نور خورشید گیاهان را تغذیه می کند، که به نوبه خود تمام جانوران را تغذیه می کند، ما در واقع توسط ستاره ها مادر شده ایم. Mario Galaxy یک بازی در مورد این نوع شعر است. او ستاره ها را به کودکان تبدیل می کند و جهان را به چرخه های انسانی زندگی و مرگ تبدیل می کند.

شاید کمی احمقانه به نظر برسد که در مورد یک بازی ماریو صحبت کنیم، اما من فکر می کنم حماقت کلید طنین بازی است. ما نیز زنبورهای ملکه خودخواه، خرگوش‌های ترسناکی داریم که به سختی می‌توان آن‌ها را گرفت، فرزندان گمشده‌ای داریم که به آب نبات و در آغوش گرفتن نیاز دارند. ما زندگی می کنیم و می میریم و مدفوع می کنیم و در یک ذره آبی در وسعت فضا می خوریم. زندگی ما مهم به نظر می رسد، اما بسیار کوچک است. در مقیاس بزرگ، چیزهای عظیمی مانند سیارات و اکوسیستم ها می توانند بسیار ناچیز به نظر برسند. با این حال، این زندگی های کوچک ارتباطات صمیمی با ستاره هایی دارند که به آنها اجازه می دهد. ما نیز زندگی می کنیم و می میریم، متولد می شویم و دوباره متولد می شویم. مرگ ما برای زندگی‌های پیش رو مهم است، همانطور که مرگ ستاره‌های بی‌شماری چیزهایی را ایجاد کرد که ما از آن ساخته شده‌ایم. این واقعیت که انسان‌ها، حیوانات و گیاهان در اینجا هستند، معجزه‌ای از اعداد است که در هیچ جای دیگری قابل تکرار نیست. این یک جهان منزوی است. اما با نورهای چشمک زن و ارتباط ما با یکدیگر روشن می شود.

محصولات مورد بحث در اینجا به طور مستقل توسط ویراستاران ما انتخاب شده اند. در صورت خرید چیزی که در سایت ما مشخص شده است، GameSpot ممکن است سهمی از درآمد را دریافت کند.