دنیای سینمایی مارول قبلاً داستان کانگ فاتح را خراب کرده است

اما هیچ کدام این کار را نکردند. و از آنجایی که مارول فقط به خود زحمت داد تا به جزئیات درباره کانگ یا هر جنبه دیگری از چندجهانی بپردازد، اکنون که او و دوران MCU او واقعاً اینجا هستند، ممکن است وضعیت با هر هوشی قابل تعمیر نباشد. اما واقعاً غیرممکن است که بگوییم – بدون طرح کلی برای صحبت کردن، MCU هیچ شکلی ندارد. چگونه می‌توانیم حدس بزنیم که آنها چگونه قصد دارند از اینجا به این موضوع رسیدگی کنند؟ ما می دانیم که کانگ کارهایی را انجام خواهد داد، و می دانیم که Skrulls کارهایی را انجام خواهد داد، و می دانیم که Fantastic Four ظاهر خواهد شد، و می دانیم که همه در نهایت به Battleworld در Avengers: Secret Wars فرستاده خواهند شد.

در لوکی، ما پیشرو کانگ، کسی که باقی می ماند، که قبلا ناتانیل ریچاردز بود، ملاقات کردیم. او که باقی ماند با تمام نسخه های متناوب خود در سراسر جهان چندگانه جنگیده و کشته بود و یک واقعیت پایدار واحد را به عنوان جریان زمانی واحد خود ایجاد کرده بود. او اساساً یک دیکتاتور خیرخواه جهان چندگانه بود. اما پس از آن سیلوی او را کشت و به مولتی‌ورس اجازه داد تا خود را بازسازی کند و به نوبه خود نسخه‌های جدیدی از ناتانیل ریچاردز ایجاد کرد که بار دیگر در سراسر جهان چندگانه جنگید. اما این بار یک شیطان، کانگ فاتح، پیروز شد. و او بارها و بارها با گذشته و آینده خود مداخله کرد تا اینکه شورای کانگ خود را تشکیل داد. شما می توانید توضیحات بسیار دقیق تری از کل ماجرای کانگ را در اینجا بخوانید.

شرحی ارائه نشده است

بنابراین، زمانی که جانت و مردم قلمرو کوانتومی بیشتر زمان فیلم را به‌جای گفتن نام کانگ، به صورت رمزآلود با عنوان «او» و «او» سپری می‌کنند، خنده‌دار است. زیرا وقتی آنها در نهایت آن را می گویند، معنایی ندارد، زیرا تنها چیزی که در مورد او می دانیم این است که او عصبانی است و می خواهد همه را بکشد – ما دیگر مطلقاً هیچ تصوری از او نداریم، به عنوان یک شخص یا به عنوان یک موجود کیهانی. و بدون هیچ چیدمان و توسعه، چیزی جز شخصیت شرور این فیلم نیست، که در آینده بازخواهد گشت.

بخوانید  Revisiter GoldenEye 007 25 ans plus tard

این به اصطلاح جدید “حماسه چندگانه” اینطور نیست و کانگ فاتح قطعا تانوس نیست. تانوس فقط یک بیگانه بود که واقعاً قوی بود. کانگ شخصی است که در زمان بی پایانی زندگی کرده است و هم در آغاز و هم در پایان جهان های بی شماری بوده است. هر کانگ به جای اینکه نسخه‌های متناوب یک شخصیت از جهان‌های دیگر باشد – یا گونه‌هایی که این پدیده را در لوکی نامیده‌اند – هر کانگ در نقاط مختلف جدول زمانی شخصی بی‌نهایت خود یک فرد واحد است.

فاجعه همه چیز این است که احتمالاً برای MCU خیلی دیر شده است که با هر هوشمندی کانگ را مدیریت کند. مارول و دیزنی واقعا متعهد هستند که با کمترین مخرج مشترک روبرو شوند، و برای انجام این کار با ایده هایی مانند این، باید مفاهیم را در طول زمان در دوزهای کوچک بسازید، مانند فصل 1 Loki که ما را به ایده تغییرات عادت می دهد. اما آنها برای شرکت در سرگرمی نمایشگاه به فیلم ها یا نمایش های دیگری نیاز داشتند.

محصولات مورد بحث در اینجا به طور مستقل توسط ویراستاران ما انتخاب شده اند. در صورت خرید چیزی که در سایت ما مشخص شده است، GameSpot ممکن است سهمی از درآمد را دریافت کند.

این تا حدودی تقصیر خود کوانتومانیا است. این فیلم Marvel Mad Libs است که دارای اسامی قابل تشخیص مارول است که افعال قابل تشخیص مارول را در موقعیت های قابل تشخیص مارول می سازد و به بهترین ها امیدوار است. بیرون آمدند همه چیزهای قدیمی مارول برای این یکی – معرفی یک دنیای فانتزی عمومی جدید با ساکنان فانتزی عمومی در یک جنبش مقاومت عمومی در حال نبرد با یک شرور فانتزی عمومی که پرتابه های انرژی عمومی را از دستانش پرتاب می کند. و یک پسر خوب که مشخصه اش این است که دخترش را دوست دارد. جاناتان میجرز با این ارزش تمام تلاش خود را برای این نقش انجام می دهد – و او در Ant-Man & the Wasp: Quantumania بسیار قابل تماشا است. پس مشکل این نیست

بخوانید  این آخر هفته چه چیزی را تماشا کنیم: از هری و تونتو تا گربه خیابانی به نام باب

اما با روشی که MCU آشکار شده است، هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنید هر یک از اینها منطقی است یا به شما پاداش می دهد که وقت و انرژی زیادی را صرف فکر کردن در مورد آن می کنید. در عوض، اگر حماسه چندجهانی به مسیر خود ادامه دهد، سرنوشت آن چیزی بیشتر از داستان‌های جدا از هم خواهد بود که با مفاهیم پیچیده به شیوه‌ای ساده‌تر سروکار دارند و هیچ‌وقت واقعاً به چیز ارزشمندی اضافه نمی‌شوند.

Ant-Man & the Wasp: Quantumania قرار بود نقطه عطفی باشد، با استفاده از شخصیت های دوست داشتنی برای استقبال از شرور اصلی جدید MCU و در نهایت یک طرح اصلی واقعی را به ما ارائه دهد تا در نظر بگیریم. اما هرگز شانس واقعی نداشت، زیرا آنها کار را انجام ندادند تا همه چیز را کنار هم بگذارند. در حالی که پایان فصل 1 Loki ما را در مسیری قرار داد، کانگ در واقع در سریال حضور نداشت. و قبل از حضور در Quantumania در هیچ فیلم یا برنامه تلویزیونی دیگری از MCU نام برده نشد، مورد کنایه قرار نگرفت.

اما این کار را نکردند. و بنابراین در Ant-Man & the Wasp: Quantumania، با وجود ادای احترام به مکانیک کوانتومی، تنها چیزی که باید بدانید این است که Ant-Man واقعا دخترش را دوست دارد و کانگ واقعا دیوانه است. همه جزئیات و زمینه های دیگر جزئی و بی اهمیت هستند.

کل MCU از آخرین فیلم Ant-Man اینطور بوده است. تنها چیزی که اهمیت دارد، ابتدایی ترین درگیری های شخصی است و هیچ داستان کلی وجود نداشت. در فاز 4 MCU، هفت فیلم و هفت برنامه تلویزیونی داشتیم و از جمله همه آنها، فقط یک موضوع داستانی وجود داشت که از یک چیز شروع می شد و در مورد دیگر ادامه می یافت: فساد واندا ماکسیموف به Scarlet Witch که در WandaVision شروع شد و در Doctor Strange در Multiverse of Madness به پایان رسید. همه چیز دیگر از هم جدا شده است – و ما هنوز هیچ زمینه ای برای Shang-Chi، Eternals و Moon Knight نداریم.

بخوانید  نحوه تماشای Xbox Developer Direct 2024

آیا می‌دانستید کانگ، شخصیت منفی Ant-Man & the Wasp: Quantumania با بازی جاناتان میجرز، بعد از تانوس، شرور اصلی دنیای سینمایی مارول است؟ تقریباً مطمئناً این کار را کردید، اما نه با تماشای این فیلم یا هر چیز دیگری در MCU. شما این را می دانید زیرا کانگ فاتح را از روی کمیک ها می شناسید یا به این دلیل که یک ویدیوی YouTube را تماشا کرده اید یا مقاله ای در مورد او خوانده اید، مانند این. شانس زیادی وجود ندارد که بتوانید فقط با دیدن این فیلم متوجه اهمیت این مرد شوید.

بنابراین، آره، مارول از فانتزی به علمی تخیلی هولناک تبدیل شد، شما باید کمی در مورد آن فکر کنید، با سفر در زمان و انواع معماهای منطقی سرگرم کننده در روایت که شروع به کاوش عمیق تر در موضوعات چندجهانی می کنید. به محض اینکه فرنچایز شروع به تمرکز از Thanos به Kang کرد، فرمول مارول باید به طور جدی تغییر می کرد، زیرا این موارد بسیار پیچیده تر است و نیاز به توضیح بیشتری نسبت به MCU دارد که قبلاً می دانستیم. چیزی که باید خیلی مهم باشد – اگر کریستوفر نولان بتواند با فیلم‌هایی که نیاز به یک ساعت نمایش کامل دارند، فقط برای توضیح مقدمه‌شان بسیار موفق باشد، احتمالاً مارول می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

بقیه تقصیرها متوجه خود فرنچایز است. ممکن است زمانی در گذشته MCU وجود داشته باشد که خلع داستان به احساسات اولیه برای کنار آمدن کافی بود، اما زمان ساده‌تری با دشمنان ساده‌تر بود. فرنچایز بزرگ بد قدیمی، Thanos، بسیار آسان بود. او یک افراطی عجیب و غریب بود که نیاز به جمع آوری سنگ های جادویی داشت تا بتواند تعداد بی سابقه ای از مردم را در یک حرکت بکشد. این سهام استاندارد ابرقهرمانی شما بود، اما در بزرگ ترین مقیاس ممکن. بنابراین کاهش ریسک به «مرد آهنی واقعاً دخترش را دوست دارد»، مانند «انتقام‌جویان: پایان بازی»، از نظر تئوری قابل انجام است، زیرا این احساس با نجات همه همسو بود.